![]() |
![]() |
|
| با پرسه ها رفیق |
|
آیا من ازتو، ای آفریدگار ، بازبان گل خود در خواستم
که مرا در قالب آدم بریزی آیا به لابه خواستم که ازظلمتم برکشی یادراینجا در این باغ دلگشا جایم دهی ...که مرا به غبارم بدل کنی مشتاق تسلیم ، و بازگرداندن آنچه دریافت داشته ام ناتوان از عمل به شرط هایی دشوار که اسباب رسیدن به خیری هستند که من درپی اش نبوده ام ؟؟؟ ...
(بهشت گمشده / میلتون) |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 10:58 توسط مهدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
اماعقیده گمنام بود
و آخرین حرفم ازتقدیربیم داشت وعمرم بی اقراق کفاف مرا نمیداد |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 بهمن 1387 تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 |
| پیوندها |
|
yalda&mehdi 4barg sara saeedi nima ali kazemi hasan masroor |
|
RSS
|