![]() |
![]() |
|
| با پرسه ها رفیق |
|
ازابتدا با الیا کازان شروع شد با درباراندازو شورش بی دلیل نیکلاس
ری جیمز دین را همراه شورش هایم سایه کردم.کمی که پاهایم را رها کردم کاپولا را همراه شدم آنجلو پلوس را کمی جلو رفتم باچشم اندازی درمه.با هیچکاک،تارکوفسکی،بیلی وایلر...آمدم تاموج نوراازپاریس نشینان به نظاره باشم وآرام سربر شانه های نئورالیسم چشمانم را برپرده نقره ای حک کنم
وامروز سخت بر آنم با تنگنا،کندو،مهرگیاه،گوزنها،کافر،یک اتفاق ساده را ازسربگیرم تابیشتر همپای دونده باشم تاهیشه ی در پیش ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 19:52 توسط مهدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
اماعقیده گمنام بود
و آخرین حرفم ازتقدیربیم داشت وعمرم بی اقراق کفاف مرا نمیداد |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 بهمن 1387 تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 |
| پیوندها |
|
yalda&mehdi 4barg sara saeedi nima ali kazemi hasan masroor |
|
RSS
|